خوابگردها

خوابگردها

کتب مشترک خوابگردها - مجله الکترونیک خوابگردها
خوابگردها

خوابگردها

کتب مشترک خوابگردها - مجله الکترونیک خوابگردها

رود خشکیده

رود خشکیده

رودی که باخود سیب غلتان داشت خشکیده
خورشید را از آسمانم ابر دزدیده
کوهی که رویایش شبی آغوش دریا بود
درحسݛتش دیوانه شد... دل را خراشیده
برگی که در پاییزگفت از مرگ می‌ترسم
با بغض سردی...‌ نیمه شب... با باد رقصیده
من از شباهنگی شنیدم ماه می‌گرید
خورشید شاید دلبری دیگر پسندیده
سردرگمی‌هایم در این شعر ازتو می‌گوید
گاهی هوا خوبست و گاهی سخت... باریده
القصه پایانی ندارد بی سرانجامی
بیهوده دنیا در پی خورشید چرخیده


مژگان مهر

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.