خوشبخت مردیست
که مسکن تمام دردهایش لبخند توست
بدبخت منم
که باید در شعرهایم گریه کنم
محمد جلیلوند
پشت صحنه تمام جنگ ها
زنیست که مانده
پیراهن خونین کدام
سرباز عاشق را بشوید
محمد جلیلوند
تنها شبی
خانه ام را آفتابی کن
در انتظار روی ماهت
عید قربان بر پا خواهم کرد
محمد جلیلوند
آغوشت را ببند مترسک
آغوشت را ببند
این مهمان ها
ارزش استقبال ندارند
محمد جلیلوند
آقای کلانتر
این بار برای اعتراف عیادت آمدی
کمی گاز اشک آور بیار
این بغض مدتهاست گلویم را بازی می دهد
محمد جلیلوند
نفسش از جای گرم بلند می شود
که اینگونه
جنگل را تهدید می کند
دودکش
محمد جلیلوند
ته تغاری ایران خانم
دختری ست چشم آبی
زبانش
همیشه شیرین است و فارسی
محمد جلیلوند
ترکش
این همه بچه بازی برای چیست
مثل تیر نامرد
حرفت را مردانه بزن
محمد جلیلوند