گرچه دیدم آسمانی را که
بارانی نبود
سهم من از عشق تو جز حال طوفانی نبود
فالگیری گفت چشمی دیده در فالم شبی
از نگاهش تلخ تر در هیچ فنجانی نبود
سایهی من جان گرفت و رو به روی من نشست
حرف دل با سایه گفتن کار آسانی نبود
تکیه بر دیوار حسرت کرده چشمم تا سحر
اشک در اندیشهای جز سیل و ویرانی نبود
کوچهای بن بست، عابر مست، راهی اشتباه
آن نشانی حاصلش جز این پشیمانی نبود
مژگان مهر
شنبه 30 اسفند 1399 ساعت 08:35