ابری شکست و حاصل آن مرگ خانه شد
مردی برای بارش امشب بهانه شد
تصویر درد... آینه را پیش چشم من
درهم شکست و فاتح جنگ شبانه شد
دستی کرخت پنجره را باز و بسته کرد
تا سایهای شبیه تو با من روانه شد
در آسمان خاطرهام با تو پر کشید
یک زن که سهم او قفسی جاودانه شد
تقدیر شوم و طالع نحسی نوشته است
چشمی که حسݛتش غم این شاعرانه شد
تعبیر فال حافظ و یلدای امشبم
شاید هوای معجزهای عاشقانه شد
مژگان مهر