خوابگردها

خوابگردها

کتب مشترک خوابگردها - مجله الکترونیک خوابگردها
خوابگردها

خوابگردها

کتب مشترک خوابگردها - مجله الکترونیک خوابگردها

بی گناه


دیدی و ندیدی که چه محشݛ کردم
از باور خود گوش فلک کر کردم
از خاک شنیدم که به بادم دادی
با اشک هوا را به سرش تر کردم
دیوانه شدم... آینه پرسید از من
اوکیست؟ بگو... عشق تو باور کردم
عمری به نگاهت دل و دینم بستم
در بتکده‌ها ذکر تو کافر کردم
شاید نشنیدی که به یادت دل را
در سینه‌ی آتش زده اخگر کردم
با عکس تو خو کرده نگاهم... اما
رویای تو را گرمی بستر کردم
رفتی و ندیدی که به پایت تنها
با خاطره‌‌ها فاصله را سر کردم


مژگان مهر

غزل

درد را تا با دل تنگم کشیدم شد غزل
اشک را در غربتم هر شب چکیدم شد غزل
روبه‌روی آینه خیره به تصویرم شدم
آینه از غم ترک برداشت، دیدم شد غزل
کاغذ شعر مرا بادی به باغ خانه برد
شمعدانی گریه سر داد و شنیدم شد غزل
جای شانه خنجری بر فرق زیبایی نشست
از نجات آدمی دل را بریدم شد غزل
پادشاه عشق را در خواب دیدم بر صلیب
توبه خوان ِ عشق از خوابم پریدم شد غزل
شعر و نثر و داستان و دردهای دلنوشت
حاصلش زهر هلاهل شد چشیدم شد غزل
حال مجنون حال لیلا حال شیرین حال من
نسخه ی تنهایی خود را خریدم شد غزل


مژگان مهر