-
زهره برقچی *8
شنبه 16 اسفند 1399 23:17
دیوارها هر روز بلندتر کوچک تر می شوند پنجره ها دیگر به اشتباه هیچ باریکه ی نوری راه گم نکرده سر نمی کوبد به شیشه ی زنگار گرفته ی روح من تاریک بیغوله ی جاودانه کش می آیند روزها به درازای سالی سالهای سال پیر شده ام در گذر سالی که گذشت ... زهره برقچی
-
محمد جلیلوند(میم جیم)*8
شنبه 16 اسفند 1399 19:54
دستم بیهوده ترین آغوش دنیاست کاش هر دو ناقص بودند محمد جلیلوند
-
قسم
شنبه 16 اسفند 1399 08:08
قسم رویای شاهزادهی زیبای هرشبم آغوش میشود به تمنای هرشبم از عشق، کهنه کاغذِ بیچاره خسته شد بس که نوشت از تب و غوغای هر شبم تصویر توی آینه با من غریبه نیست چیزی شبیه بغض غزلهای هرشبم با بغض میخرم نم اشکی برای خود شاید که بشکنم غم فردای هر شبم عشقم... قسم به آنچه برایت سرودهام من آخرین مسافر تنهای هر شبم مژگان مهر
-
زهره برقچی *7
جمعه 15 اسفند 1399 23:15
حرف هایی در من زندانی اند گاه روزنی نقب می کنند در سیاهی روزهای شب گون گاه در هیبت واژه هایی تیز هم چون ریزآبه های یخ زده می خراشند پیکر نرم و لطیف شعرهایم زهره برقچی
-
محمد جلیلوند(میم جیم)*7
جمعه 15 اسفند 1399 19:52
ماندن مرد نمی خواهد زنی می خواهد که دلبری کند محمد جلیلوند
-
وقتش رسیده
جمعه 15 اسفند 1399 08:05
وقتش رسیده تا که بنوشم شراب را پیدا کنم تمام غزلهای ناب را این عشق لعنتی شده هرشب سؤال من شاید شبی تو آیی و گویی جواب را ماهی ِ قرمزی که به تنگی اسیر بود تنها شنیده اوج و فرود ِ حباب را یا در قفس ... پرندهی بی بال و پر کشید تنها به روی سقف قفس ... صد شهاب را وقتش رسیده تا غزلی تازه رو کنم تعبیر این تلاطم پر اضطراب...
-
زهره برقچی *6
پنجشنبه 14 اسفند 1399 23:13
دل تنگم این روزها دل تنگِ ایوانِ خانه ی کوی صنوبر با ستون های چهارگوشش به گنجایشِ قایم باشک ها تشک های ردیف ابتدا تا انتهای ایوان در گرم ترین شب های تابستان ... آسمانی به وسعت کویر ستاره هایی پر فروغ تر گاهی قمری در پرواز این سو به آن سویش ... دلم تنگ است برای کاغذبادهای تک برگِ گریزان دلم برایِ خودم تنگ است که جا...
-
محمد جلیلوند(میم جیم)*6
پنجشنبه 14 اسفند 1399 19:51
بهار سالهاست اتفاق افتاده برای مردی که گرامافونش شد خزان می خواند محمد جلیلوند
-
کار عشق
پنجشنبه 14 اسفند 1399 08:56
چیزی درون آینه دیدم، مرا شکست تصویر بغض بود، ترک خورد تا شکست مردی برای کم شدنش مثل سایه شد یک زن کنار پنجرهها بی صدا شکست شاید پرنده با تب پرواز در قفس صد بار شعله ور شد ودر انتها ...شکست بیچاره رود وعدهی دریا به سینه داشت سد در مسیر بود شبی راه را شکست با طعنه ماه گفت که تقصیر سنگ بود تکثیر عکس من که در این ماجرا...
-
زهره برقچی *5
چهارشنبه 13 اسفند 1399 23:11
گم کرده ام کوچه ی بن بست با خانه باغ انتهایش را جایی در گرگ و میش خاطرات گنگ و پیچ در پیچ کلونی داشت بر دری چوبی به آسمان رسیده بود دست های درختان سپیدارش آیینه ی زلال آب قناتش برای دیدن لب خندهایم تختی چوبی که چُرت می زد زیر سایه یِ اقاقی ها در گرمای رخوت انگیز عصرهای تایستان کویِ بن بستِ «صنوبرِ» من ! با خانه یِ...
-
محمد جلیلوند(میم جیم)*5
چهارشنبه 13 اسفند 1399 19:49
سر خط خبرهاست خط چشمی که خط فقر را پر رنگ می نوشت محمد جلیلوند
-
رود خشکیده
چهارشنبه 13 اسفند 1399 08:52
رود خشکیده رودی که باخود سیب غلتان داشت خشکیده خورشید را از آسمانم ابر دزدیده کوهی که رویایش شبی آغوش دریا بود درحسݛتش دیوانه شد... دل را خراشیده برگی که در پاییزگفت از مرگ میترسم با بغض سردی... نیمه شب... با باد رقصیده من از شباهنگی شنیدم ماه میگرید خورشید شاید دلبری دیگر پسندیده سردرگمیهایم در این شعر ازتو...
-
زهره برقچی *4
سهشنبه 12 اسفند 1399 23:10
دردی جان کاه پیچیده بر تنم خرچنگ وار زبانه می کشد آتشی در گره های کور حنجره ام می چکم قطره قطره در انزوای شب های بارانی گم شده ام در پیچ و تاب این دَم های دود گرفته زهره برقچی
-
محمد جلیلوند(میم جیم)*4
سهشنبه 12 اسفند 1399 19:48
این روزها که چشم هایت آگهی استخدام می دهند غیرت من پرکارترین کارگر شهر می شود محمد جلیلوند
-
زهره برقچی *3
دوشنبه 11 اسفند 1399 23:08
قطره قطره می چکد صدایِ قدم هایم در خلوت و سکوتِ خیابان های شب و درازایِ سایه ها می خوابند بر روی دیوارهای گلیِ زیر پلک چشمانِ ترِ ماه خوابی نمانده پریده بود ..... پیش تر زان که بر زمین بخواباند به آخرین ضربه های تبر درخت صنوبرِ انتهای بن بست را دیگر نه کوچه ی بن بست نه خانه باغِ انتهایش نه درختِ صنوبری نیست نومیدانه...
-
محمد جلیلوند(میم جیم)*3
دوشنبه 11 اسفند 1399 19:44
الف ب پ تا نون هر روز سر و کله می زنم محمد جلیلوند
-
بی گناه
دوشنبه 11 اسفند 1399 08:55
دیدی و ندیدی که چه محشݛ کردم از باور خود گوش فلک کر کردم از خاک شنیدم که به بادم دادی با اشک هوا را به سرش تر کردم دیوانه شدم... آینه پرسید از من اوکیست؟ بگو... عشق تو باور کردم عمری به نگاهت دل و دینم بستم در بتکدهها ذکر تو کافر کردم شاید نشنیدی که به یادت دل را در سینهی آتش زده اخگر کردم با عکس تو خو کرده نگاهم......
-
زهره برقچی *2
یکشنبه 10 اسفند 1399 23:06
پنهان شده ام در زیر خط و خال نقاب ها شعر می گویم شعر می بافم شعر می پزم و می شویم همه شعرهایم را درون تشتی با عصاره ی صبر شعرهایی که جسارتِ فروغ را کم دارند شعرهای من سیاه اند شعرهای من به کدورتِ سیلاب اند گفتنی های من پیچیده در هزاران ملافه ی شَرم واگویه هایی به سردیِ یخ پاره های قطب شمال اند زهره برقچی
-
محمد جلیلوند(میم جیم)*9
یکشنبه 10 اسفند 1399 19:56
روسری ات را ببند نه این عشق کامل بود نه این دست که موهایت را ببافد محمد جلیلوند
-
محمد جلیلوند(میم جیم)*2
یکشنبه 10 اسفند 1399 19:42
برای پسرهای محل تو خط چشم می کشیدی من خط و نشان محمد جلیلوند
-
غزل
یکشنبه 10 اسفند 1399 00:50
درد را تا با دل تنگم کشیدم شد غزل اشک را در غربتم هر شب چکیدم شد غزل روبهروی آینه خیره به تصویرم شدم آینه از غم ترک برداشت، دیدم شد غزل کاغذ شعر مرا بادی به باغ خانه برد شمعدانی گریه سر داد و شنیدم شد غزل جای شانه خنجری بر فرق زیبایی نشست از نجات آدمی دل را بریدم شد غزل پادشاه عشق را در خواب دیدم بر صلیب توبه خوان ِ...
-
زهره برقچی *1
شنبه 9 اسفند 1399 23:02
روزی خواهد آمد صبح یکی از همین روزهای باقی مانده جاده ی رو به غروب را قدم خواهم زد با شتابِ بال پروانه نرم آهنگِ صدای پایِ حلزونِی کوچک که به جای صدفش صندوقچه ای بر گُرده اش آویخته با مُهر یادگاری های خَراشانیده همه جایش تو به تو لا به لا انباشته از زخمِ ناسورِ گزش هایِ نابجا کوچ می کنم از ولایتِ قُربت پناهنده می شوم...
-
محمد جلیلوند(میم جیم)*1
شنبه 9 اسفند 1399 19:41
لعنت بر دهانی که بی موقع هم باز نشد بگوید دوستت دارم محمد جلیلوند